الشيخ أبو الفتوح الرازي
3
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و خداى راست نامهاى نيكو ، پس بخوانى او را به آن و رها كنى ( 1 ) آنان را كه ميل كنند از راستى در نامهاى او ، كه پاداشت دهند ايشان را به آنچه كرده باشند . و از آنان كه آفريديم جماعتى هستند كه راه نمايند به راستى و به آن داد دهند . آنان كه به دروغ داشتند آيتهاى ما را ، در نورديم ( 2 ) ايشان را [ از ] ( 3 ) آن جا كه ندانند . و فرو گذارم ( 4 ) ايشان را كه كيد من قوى است . [ 1 - ر ] [ همى نكنند انديشه ] ( 5 ) كه نيست به صاحب ايشان از ديوانگى ، نيست او مگر ترسانندهاى بيان كننده . نمىنگرند در پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه آفريد خداى از چيزى و آن كه كه باشد ( 6 ) كه نزديك رسيد وقت مرگ ايشان به كدام حديث پس ( 7 ) او بگروند ؟ هر كه را گمراه كند خداى او را راهنماى نباشد و بگذاردشان ( 8 ) در جهالتشان تا متحيّر مىباشند . مىپرسند تو را از قيامت ( 9 ) كى باشد وقت بودنش ( 10 ) ؟ بگو كه : علم آن بنزديك خداى من است ، روشن
--> ( 1 ) . آو ، بم ، آن : دست باز دارى . ( 2 ) . آج ، لب : فرا گيريم . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 4 ) . آو ، بم ، آن : زمان دهيم . ( 5 ) . اساس : افتادگى دارد ، از قم ، آورده شد . ( 6 ) . آو ، بم ، آن : و اگر نباشد كه باشد . ( 7 ) . آو ، بم ، آن : از پس . ( 8 ) . اساس : رها كنيم ايشان ، به قياس نسخه بم ، تصحيح شد . ( 9 ) . آو ، بم : روستاخيز / رستاخيز ، آن : روختاخيز . ( 10 ) . آو ، بم : برخاستن آن .